خرید بک لینک
هر آن دم که از من بودن رها گشتی و از منی ایمنی حاصلت گشت خرسند باش که این ایمنی آغاز کمالی است که تو را از آن منی جدا می کند.ز من گفتنت بپرهیز که هر چه از من بکاهی بر شانت افزوده ای.من نفس را سر ببر که هر بار آمدنش بر زبان از تو می کاهد و در یاد بدار که من نگفتنت خود گویای توست.من ز تو ابلیسی بر پا می کند که هیزم آتشش از کبر و غرور شعله میگیرد.این آتش را مدفون کن و خود را سربلند گردان که در غیر اینصورت این خصلت من بودن تو را به ناکجاها بکشاند.همچون درویشی که از درون خویش ناله می کردو آن را به صفت سگی پلید و ژولیده شبیه می دانست.

چون درون من چو بیرون سگ است....چون گریزم من؟!که با من هم تک است

(عطار)

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 15:43 توسط |

برچسب: گفتار, نویسنده: رضا شریعتی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:32

صفحه بندی